ستارگان و سیاهچالهها به شکلی جداییناپذیر به هم مرتبطند: ستارگان از طریق فرآیندهای هستهای عناصر سنگین تولید میکنند که برای تشکیل سیاهچالهها ضروری به نظر میرسند، اما نظریههای جدید میگویند که سیاهچالهها ممکن است پیش از ستارگان در کیهان اولیه وجود داشته باشند.جهان ما حدود ۱۳.۸میلیارد سال پیش آغاز شد. در آن لحظات اولیه، کیهان مخلوطی داغ ومتراکم از ذرات بنیادی بود.با سرد شدن کیهان،ساختارهای پیچیدهتری مانند ستارگان، کهکشانها و سیاهچالهها شکل گرفتند. اما ترتیب دقیق این رویدادها همچنان موضوع بحث است. آیا ستارگان عظیم با مرگ خود سیاهچالهها را به وجود آوردند، یا سیاهچالهها بهعنوان هستههای اولیه برای تشکیل کهکشانها و ستارگان عمل کردند؟ پاسخ به این پرسش میتواند درک ما از تکامل کیهان را متحول کند.
سیاهچالهها؛ غولهای مرموز کیهان
سیاهچالهها مناطقی از فضا ــ زمان هستند که گرانش در آنها چنان قدرتمند است که حتی نور نمیتواند از آنها بگریزد. در مدل سنتی کیهانشناسی، سیاهچالهها از فروپاشی ستارگان عظیم (ستارگان با جرمی بیش از هشتبرابر خورشید) به وجود میآیند. هنگامی که این ستارگان سوخت هستهای خود رامصرف میکنند،تحت نیروی گرانش خودفرومیریزند و به سیاهچاله تبدیل میشوند. این فرآیند، که به نام «ابرنواختر» شناخته میشود، نشان میدهد که ستارگان باید پیش از سیاهچالهها وجود داشته باشند.بااینحال، این تنها راه تشکیل سیاهچالهها نیست. نظریهای دیگر میگوید که سیاهچالههای اولیه ممکن است در لحظات اولیه پس از بیگبنگ، بهدلیل نوسانات چگالی در کیهان اولیه، شکل گرفته باشند. این سیاهچالهها نیازی به ستارگان برای تشکیل نداشتهاند و میتوانستند در شرایط خاص کیهان اولیه، از فشردگی مواد به وجود آیند. اگر این نظریه درست باشد، سیاهچالهها میتوانند پیش از ستارگان در کیهان حضور داشته باشند.
نقش ستارگان در شکلگیری کیهان
ستارگان، بهعنوان موتورهای کیهانی، نقش اساسی در تکامل جهان ایفا کردهاند. آنها از طریق همجوشی هستهای، عناصر سبک مانند هیدروژن و هلیوم را به عناصر سنگینتر مانند کربن، اکسیژن و آهن تبدیل میکنند. این عناصر سنگین، که در انفجارهای ابرنواختری به فضا پرتاب میشوند، برای تشکیل نسلهای بعدی ستارگان، سیارات و حتی حیات ضروری هستند. بنابراین، حتی اگر سیاهچالههای اولیه وجود داشته باشند، ستارگان برای غنیسازی شیمیایی کیهان و ایجاد تنوع در ساختارهای کیهانی لازم بودهاند.ستارگان اولیه، که به نام «ستارگان نسل سوم» شناخته میشوند، از هیدروژن و هلیوم خالص تشکیل شده بودند. این ستارگان عظیم، که در چندصدمیلیون سال اول پس از بیگبنگ شکل گرفتند، احتمالا بسیار پرجرم و کوتاهعمر بودند. مرگ آنها در انفجارهای ابرنواختری میتوانست سیاهچالههایی با جرم متوسط ایجاد کند. اما آیا این ستارگان بهتنهایی میتوانستند سیاهچالههای کلانجرم را که در مرکز کهکشانها میبینیم، به وجود آورند؟ این پرسش یکی از چالشهای اصلی کیهانشناسان است.
دادههای جدید از تلسکوپ جیمز وب
پرتاب تلسکوپ فضایی جیمز وب در سال ۲۰۲۱ نقطه عطفی در کیهانشناسی بود. این تلسکوپ با توانایی بیسابقهاش در رصد نور مادونقرمز از دورترین نقاط کیهان، امکان مطالعه کهکشانهای اولیه را فراهم کرده است. دادههای جیمز وب نشان دادهاند که کهکشانهایی چندصدمیلیون سال پس از بیگبنگ وجود داشتهاند که حاوی ستارگان و احتمالا سیاهچالههای کلانجرم بودهاند. این کشف شگفتانگیز است، زیرا تشکیل سیاهچالههای کلانجرم (با جرم میلیونها یا میلیاردها برابر خورشید) در چنین بازه زمانی کوتاهی بسیار دشوار به نظر میرسد.
سیاهچالههای کلانجرم و معمای زمان
سیاهچالههای کلانجرم معمولا در مرکز کهکشانها یافت میشوند و گمان میرود که از طریق ادغام سیاهچالههای کوچکتر یا جذب مواد اطراف خود رشد کردهاند. اما دادههای جیمز وب نشان میدهند که این سیاهچالهها در کیهان اولیه، زمانی که جهان کمتر از یکمیلیارد سال سن داشت، وجود داشتهاند.این موضوع دانشمندان را به این فکر واداشته که شاید سیاهچالههای اولیه بهعنوان «بذر» برای این سیاهچالههای عظیم عمل کرده باشند. در این سناریو، سیاهچالهها پیش از ستارگان شکل گرفته و به تشکیل کهکشانها کمک کردهاند.
نظریههای رقیب؛ ستارگان یا سیاهچالهها؟
دانشمندان دو دیدگاه اصلی برای توضیح این معما دارند:
۱. سناریوی ستارهمحور: در این مدل، ستارگان نسل سوم ابتدا شکل گرفتند و با مرگ خود سیاهچالهها را ایجاد کردند. این سیاهچالهها سپس با جذب مواد یا ادغام با یکدیگر به سیاهچالههای کلانجرم تبدیل شدند. این سناریو با مدل استاندارد کیهانشناسی سازگار است، اما توضیح وجود سیاهچالههای کلانجرم در کیهان اولیه دشوار است، زیرا زمان کافی برای رشد آنها از طریق فرآیندهای معمول وجود نداشته است.
۲. سناریوی سیاهچالهمحور: این نظریه میگوید که سیاهچالههای اولیه در لحظات اولیه کیهان، بهدلیل نوسانات چگالی شکل گرفتند. این سیاهچالهها بهعنوان هستههای اولیه برای تشکیل کهکشانها عمل کردند و با جذب مواد، به سیاهچالههای کلانجرم تبدیل شدند. این مدل با دادههای جیمز وب سازگارتر است، زیرا میتواند وجود سیاهچالههای عظیم در کیهان اولیه را توضیح دهد. بااینحال، شواهد مستقیم برای وجود سیاهچالههای اولیه هنوز یافت نشده است.
چالشهای رصدی و آینده کیهانشناسی
یکی از بزرگترین موانع در حل این معما، دشواری رصد سیاهچالههای اولیه است. این اجرام بهدلیل اندازه کوچک و عدم انتشار نور، تقریبا غیرقابلشناسایی هستند. بااینحال، ابزارهای پیشرفتهای مانند تلسکوپ جیمز وب و تلسکوپهای آینده مانند تلسکوپ فضایی نانسی گریس رومن ممکن است سرنخهای جدیدی ارائه دهند. علاوهبراین، شبیهسازیهای کامپیوتری پیشرفته به دانشمندان کمک میکنند تاسناریوهای مختلف تشکیل کهکشانها وسیاهچالهها راآزمایش کنند.رصد امواج گرانشی، که از ادغام سیاهچالهها تولید میشوند نیز میتواند اطلاعات ارزشمندی ارائه دهد. رصدخانههایی مانند LIGO و VIRGO تاکنون امواج گرانشی از ادغام سیاهچالهها را شناسایی کردهاند، اما هنوز مشخص نیست که آیا این سیاهچالهها از نوع اولیه هستند یا از مرگ ستارگان به وجود آمدهاند.
تعامل پیچیده ستارگان و سیاهچالهها
معمای کیهانی مرغ و تخممرغ هنوز پاسخی قطعی ندارد. شواهد جدید از تلسکوپ جیمز وب نشان میدهد که سیاهچالهها و ستارگان احتمالا در یک فرآیند تعاملی پیچیده با یکدیگر تکامل یافتهاند. شاید سیاهچالههای اولیه بهعنوان بذر برای تشکیل کهکشانها عمل کرده باشند، اما ستارگان با تولید عناصر سنگین، به تنوع و پیچیدگی کیهان کمک کردهاند. پیشرفتهای فناوری، از تلسکوپهای پیشرفته تا شبیهسازیهای کامپیوتری، بهتدریج ما را به حل این معما نزدیکتر میکنند. اما تا آن زمان، کیهان همچنان رازهایش را با حس مرموز خود حفظ خواهد کرد.